تاریکی!!!!!

 

اوقات بسیاری را در زیر زمین گذرانده ام

فکر میکنم چشمانم برای فقدان نور تنظیم شده اند

من با تاریکی پوشیده شده ام

من با تاریکی پوشیده شده ام

به خواب زمستانی رفتن همراه با انتظار برای چیزی تازه است

شادی همیشه به اتمام میرسد

در هرپلک زدنم کسی حضور ندارد

کسی نیست

واقعا دیگر مهم نیست از کجا شروع شد

همه آنچه میدانم این است که با تاریکی پوشیده شده ام

آنچه متعجبم میکند این است که به جایی وصل نیستم

چشمانم باز است ونگاه ات را بر خود خیره نگه میدارم

اما به جایی متصل نیستم

هرگز متصل نیستم

من به سخاوت معروفم

ومیگویند مهربانترینم

اما دادن عشق از پذیرفتنش ساده تر است

صفحات ورق میخورند وبه جایی ره نمیبرند

سخت است خودت را کنترل کنی وقتی دشمن قدیمی ات از تو میترسد

و تو کشف میکنی هیولایی که از آن فرار میکنی  درون خود توست

بهتر است به عشق ادامه دهی

به عشق ادامه بده همه چیز عوض میشود

مهم نیست همه چیز از کجا آغاز شد

من گم شدم

گم شدم

نه  همه آنچه میدانم
این است که گم شدم

پيمانه نوشيدن و بيهوده كوشيدن

همواره از شراب بيزار بودم اما ديشب براي سلامتي كسي يك پيمانه شراب كهنه نوشيدم. پيش از نوشيدن پيمانه را بالا بردم و گفتم: سلامتي او كه همه‌ي وجودم بود اما نخواست هميشه همه‌ي وجودم باشد. سلامتي او كه هر چه داشتم برايش به نابودي كشاندم. سلامتي او كه خواستمش و نخواست. سلامتي او كه همواره با او راستگو بودم و پنهان‌كاري نكردم اما او راست نگفت و پنهان كرد. سلامتي كسي كه به او خيانت نكردم اما كرد… .

بار ديگر به آن برگه‌هاي سپيد و نوشته‌ي كوچكي كه در آن برگه‌ها بود نگاه كردم. اشك در چشمانم موج زد دانه‌اي از اشك به رخسارم روانه شد. ديوان حافظ شيرازي را گشودم اين غزل آمد:

دنباله ی نوشته را بخوانید

برگه‌هایی که سپید شدند

امروز نسک (کتاب) دست نوشته‌هایم را گشودم همان نسکی که یادبودهایم (خاطراتم) را در آن می‌نوشتم. به دنبال کسی در این نوشته‌ها می‌گشتم اما هنگامی که به آن روزها در نوشته‌هایم رسیدم دیدم برگه‌های آن روزها سپید است انگار هیچ‌گاه در آن برگه‌ها چیزی ننوشته بودم در واپسین برگه‌ی سپید دیدم که چیزی نوشته شده بود: او آمد او در یک روز بارانی آمد… او رفت او در یک روز سرد پاییزی رفت.

سردرگم شده‌ام خط خط من بود اما هرگز این را ننوشته بودم! پس چه کسی توانسته بود خط من را بنوسید؟ چه کسی برگه‌ها را سپید کرده بود؟ چه کسی؟ چه کسی؟

امروز………..هرگز…..!!!!!!!!!

امروز هرگز است

اینجا ته دنیاست و من نا امیدانه در انتهای خط ایستاده ام

توان بازگشت ندارم و دیواری در پشت سرم مرا از بازگشت باز میذارد

و پیش رویم هیچ نیست هیچ هست .هیچ و دیگر هیچ……….

دردی سیال در تمام وجودم میپیچد و خاطراتی که مثل چراغهای نئون و چشمک زن مغازه ها روشن و خاموش میشود

ومن هنوز در انتهای خط ایستاده ام

چقدر دلم میخواهد بنشینم و پاهایم را دراز کنم و چای بنوشم

اما هنوز ایستاده ام درهم شکسته و از یاد رفته و از پشت مشتی خاطره غبار گرفته به این هیچستان مینگرم

دیگر توانی نیست ……

دیگر تکیه گاهی نیست

هرچه هست درد است دردی تیره و نفسگیر که قلبم را پاره پاره کرده اما لبخند به لب ایستاده ام

چقدر دلم میخواهد گربادی بیاید و مرا باخود از جای برکند یا زلزله ای که مرا به کام زمین فرو برد یا صاعقه ای که با خاک یکسانم کند

چقدر دلم میخواهد بر لبه بام راه بروم

درحالی که هدفون توی گوشهایم باشدت نوای موسیقی را میکوبد دستهایم را باز کنم و با چشمانی بسته خود را به زیر بیاندازم

آیا اگر با چاقویی سینه ام را بشکافم و قلبم را بدر آورم درد متوقف خواهد شد؟

دارم از دست میروم

اما بگذار چنین باشد تاوان گناهانم را میدهم تک به تک تاوان شکستن قلب عاشق دردی به مراتب بدتر و سوزنده تر است

برای مجازات حاضرم خدایا مرا در پناه گیر جز تو کسی ندارم به دادم برس مجازاتم کن

دیگر جایی ندارم بروم وکسی را ندارم که به یاریم بشتابد جز تو

مرا میبینی این پایین در قعر تنهایی؟

در انتهای هیچ و سرآغاز پوچی ایستاده ام………………..

فرهاد و كوه

گلايه‌ها را در سينه انباشتم همواره لب‌هايم را بستم و هيچ نگفتم هر گلايه‌اي تكه سنگي در سينه‌ام شد. اكنون كه نگاه مي‌كنم كوهي را روبه‌روي خودم مي‌بينم. به سان فرهاد بايد در راه شيرينم با كوه بجنگم. پروردگارا تو از درون من آگاهي پس به من توان بده تا دل كوه را بشكافم از اين گلايه‌ها خسته‌ام پس به من نيرو بده و تيشه‌ام را تيزتر كن!

گزينش رنگ پس‌زمينه براي بخش ويرايش نوشته بدون افزونه

پيش‌تر افزونه‌اي را براي گزينش رنگ پس‌زمينه‌ي ويرايش نوشته در وردپرس به شما شناساندم اما مي‌توان اين كار را بدون افزونه هم انجام داد. كد زير را در پرونده‌ي functions.php  كه در پوسته است بنويسيد.

// Custom post highlighting based on post status //
function color_code_post_status(){
?>
.status-draft{background: #FFFF99 !important;}
.status-future{background: #CCFF99 !important;}
.status-publish{/* no background – keep alternating rows */}
.status-pending{background: #87C5D6 !important;}
.status-private{background:#FFCC99;}
}
add_action(‘admin_footer’,'color_code_post_status’);

افزونه‌ي گزينش رنگ براي ويرايش نوشته

به كمك افزونه‌ي Color Admin Posts در وردپرس مي‌توانيد براي پس زمينه‌ي نوشته‌ها و برگه‌ها در بخش ويرايش نوشته، رنگ هاي دلخواهتان را برگزينيد. با اين افزونه رنگ پس زمينه‌ي نوشته‌هاي پيش نويس، منتشر شده، خصوصي و … در بخش ويرايش نوشته يكسان نخواهند بود.  براي دريافت افزونه اين‌جا برويد.

Color Admin Posts

دنباله ی نوشته را بخوانید

Language

پیام:

این تارنما دارای حق رونوشت برداری (کپی رایت) است هر گونه رونوشت برداری بدون دریافت اجازه نارواست و پیگرد را به دنبال دارد.
رایانامه: sushyant@zavarzadeh.org
پیام رسان یاهو: sushyant_90
پیام رسان جی تالک: sushyant.zavarzadeh

گفت‌وگوی زنده

بایگانی